سفارش تبلیغ
بزرگترین تونل شهری
همه چیر از همه جا
به یقین بدانید که خدا بنده‏اش را هر چند چاره‏اندیشى‏اش نیرومند بود و جستجویش به نهایت و قوى در ترفند بیش از آنچه در ذکر حکیم براى او نگاشته مقرر نداشته ، و بنده ناتوان و اندک حیله را منع نفرماید که در پى آنچه او را مقرر است برآید ، و آن که این داند و کار بر وفق آن راند ، از همه مردم آسوده‏تر بود و سود بیشتر برد ، و آن که آن را واگذارد و بدان یقین نیارد دل مشغولى‏اش بسیار است و بیشتر از همه زیانبار ، و بسا نعمت خوار که به نعمت فریب خورد و سرانجام گرفتار گردد ، و بسا مبتلا که خدایش بیازماید تا بدو نعمتى عطا فرماید . پس اى سود خواهنده سپاس افزون کن و شتاب کمتر ، و بیش از آنچه تو را روزى است انتظار مبر [نهج البلاغه]
 

دوشنبه 11 مهر 90 , ساعت 11:6 عصر
این اعداد و ارقام بیانگر چیست؟راز 750 در عیار 18

 


این اعداد و ارقام بیانگر چیست؟
راز 750 در عیار 18


هر یک از کشورها درخصوص عیار طلا معیارهای خاص دارند، در هند، آلمان، انگلستان و ایالات متحده ، شما با استانداردهای متفاوتی در سنجش عیار طلاروبه‌رو می‌شوید










طلا فلز بسیار نرم، چکش‌خور، حالت‌پذیر با قابلیت نورد بسیار بالا است؛ به طوری که باریک‌ترین رشته‌ها را می‌توان از طلا تهیه کرد. این فلز علاوه‌بر مصارف زینتی رسانای بسیار قدرتمندی است. در تهیه و تولید قطعات و آلات دقیق و ظریف الکترونیکی مصارف ویژه‌ای دارد. از ذکر موارد مصرف مختلف پزشکی نیز که به دلیل حساسیت جذب و تطابق‌پذیری در بافت استخوانی و عروقی آن نیز که بگذریم، این فلز در دنیا بنا به کمیاب بودن و قدرت نقد شوندگی بالای آن همواره به عنوان یک مأمن امن سرمایه‌گذاری و پشتوانه مالی مورد توجه صاحبان سرمایه است. در کشورهای شرقی مصارف طلا عمدتا زینتی است که برای تقویت جنس مصنوع طلا ناگزیر از ممزوج نمودن این فلز نرم با برخی فلزات و آلیاژهای خاص است. فلز نقره و برنج که آلیاژی از مس و روی است، عمدتا این ترکیبات را تشکیل می‌دهند. طلا در معادن اصولا ممزوج با فلز مس تولید می‌شود. کشورهای مختلف دنیا هر یک درصد خلوص خاصی را برای تولید و ارائه مصنوعات طلا پذیرفته‌اند. طلا پس از استحصال، در آزمایشگاه مورد سنجش قرار می‌گیرد و درجه خلوص آن از ترکیبات اضافی دیگر که عمدتا مس است، با اعدادی مشخص می‌شود. سنجش درجه خلوص (عیار) در ایران به عیارسنجی یا «ری‌گیری» موسوم است. در حول و حوش ورودی بازار طلا و هرکجا که کارگاه‌های سازنده طلا و جواهر تجمع دارند، معمولا می‌توان تابلوی مراکز مجاز «ری‌گیری» را دید. درصد میزان طلای خالص موجود در هر قطعه بین 9/99 تا 3/33 درصد و درجه خلوص با اعداد بین 333 تا 999 مشخص شده است. درجه عیار نیز برای خالص‌ترین طلا 24 و برای کمترین حد استاندارد تعریف شده 8 است.
همانطور که اشاره شد هر یک از کشورها استاندارد خاصی را در این عرصه پذیرفته‌اند. به طور مثال طلای مورد استفاده در شبه قاره هند دارای درصد خلوص 6/91 با درجه خلوص 916 و عیار 22 است. طلا در کشورهای عربی عمدتا دارای درصد خلوص 5/87 با درجه خلوص 875 و عیار 21 است. در کشوری مثل پرتغال خلوص طلا 80 درصد، عدد خلوص آن 800 و عیار آن 2/19 است. استاندارد پذیرفته شده طلا در ایران، کشورهای جنوب اروپا و منطقه مدیترانه با درصد خلوص 75 و عدد خلوص 750 و عیار 18 است که یکی از استانداردهای مهم جهانی نیز به شمار می‌آید. آمریکایی‌ها خلوص 5/58 درصد با عدد 585 یا 583 را نیز در قالب طلای 14 عیار پذیرفته‌اند. در این کشور البته طلای 10 عیار با درصد خلوص 7/41 عدد خلوص 417 دارای جایگاه خاصی است. در آمریکا همچنین عیارهای بین 8 تا 18 را به فراخور سلیقه و قدرت خرید انتخاب می‌کنند. جالب این است که قانونا طلای 12 عیار در آمریکا، طلا به حساب نمی‌آید.
در انگلیس و آلمان که این اعداد حتی پایین‌تر نیز آمده‌اند. انگلیسی‌ها عیار 9 را برای طلای 5/37 درصد با عدد 375 انتخاب کرده‌اند؛ در حالی که آلمانی‌‌ها طلای 3/33 درصدی با عدد 333 و عیار 8 را در جواهرآلات طلایی خود مورد استفاده قرار می‌دهند.
البته ذکر این طبقه‌بندی لاجرم به این معنی نیست که عیارهای مختلف را در این مناطق نمی‌توان یافت، بلکه استاندارد در ساخت جواهرآلات طبق مقررات موضوعه مورد تصویب قانونگذاران این کشورها است که عمدتا بر اساس ملاحظات استراتژیک مالی و تولیدات صنعت و همچنان قوانین گمرکی تعیین می‌شود. به طور مثال اگر گفته می‌شود پشتوانه پولی در آلمان به جای طلا، صنعت قدرتمند این کشور است، حرف گزافی نیست یا پشتوانه پولی کشورهای عربی طلای 24 عیار و 22 عیار است به دلیل جایگاه تعیین‌کننده طلا در حمایت از نظام‌های مالی، صنعتی و تجاری یک کشور است.
طلای 24 عیار با درجه خلوص 99/999، 995 یا 990 بین 99 تا 9/99 درصد طلای ناب دارد که عناصر مولکولی دیگری را نیز برای مستحکم نگاه داشتن ساختار خود هرچند ناچیز پذیرفته است؛ طلای 24 عیار را از این جهت صرفا برای ضرب سکه‌های طلا و تهیه و تولید شمش به کار می‌گیرد. البته برخی کشورها همچون هنگ‌کنگ، تایوان و چین نیز طلای 24 عیار را به کار می‌گیرند. هرچقدر که عیار طلا بالاتر باشد، رنگ آن زردتر با هاله‌ای از رنگ نارنجی است.
طلا اصولا در طیف سفید تا زرد و تا قرمز رنگ‌پذیری دارد. طلای سفید (پلاتین) این روزها حجم قابل توجهی از مصنوعات جواهر را به خود اختصاص داده است. در عیارهای پایین به دلیل مس بیشتر، رنگ طلا قرمزتر است. رنگ برخی گونه‌های طلا آبی، سیاه و ارغوانی نیز هست.


 


جدول خلوص طلا





دوشنبه 11 مهر 90 , ساعت 11:3 عصر

نحوه تشخیص اصل یا تقلبی بودن طلا


 



همه چیز در رابطه با اصل یا تقلبی بودن طلا...

 



نحوه تشخیص اصل یا تقلبی بودن طلا


چگونگی تشخیص عیار طلا


ضوابط خرید طلا و فروش طلا


از چه کسی طلا بخرم ؟


و  همه چیز درباره مصرف طلا و استفاده طلا در ایران







ایران دومین مصرف‌کننده طلا و جواهر در دنیاست.


سرانه اندوخته طلا در میان خانوارهای ایرانی حداقل 100 گرم است.



 

در میان شهرهای ایران، تهران و اصفهان بیشترین اندوخته طلا را دارند.


انگیزه ذخیره طلا در بین ایرانیان طی سالهای اخیر دچار تحول و دگرگونی شده است. سالهای گذشته به دلیل وضعیت اقتصادی خاص ایرانیان طلا را به عنوان سرمایه و پس‌انداز ذخیره می‌کردند چرا که معمولاً کمتر دچار نوسانات شدید می‌شد. اما اخیراً با نوعی بی‌ثباتی که دامنگیر اوضاع اقتصادی شده دیگر کمتر کسی به طلا به عنوان سرمایه و پس‌انداز نگاه می‌کند و بیشتر از طلا و جواهر برای تزیین و زیبایی و مد استفاده می‌شود.


 اما هر انگیزه‌ای که در خرید و انباشت طلا داشته باشیم بی‌نیاز از اطلاعات پایه‌ای در مورد شناخت طلای اصل از تقلبی، کیفیت و عیار طلا و نیز چگونگی وزن و قیمت آن نیستیم.


 گزارش زیر به مناسبت برگزاری دومین نمایشگاه طلا و جواهر که نیمه بهمن ماه در تهران برگزار شد و برخی سؤالات شهروندان علاقه‌مند به طلا را با دست‌اندرکاران این صنف در میان گذاشته است. با هم می‌خوانیم.


هر چیز بسیار ارزشمندی را به طلا تشبیه می‌کنند، حتی اگر ارزش آن خیلی بیشتر از این حرفها باشد مثل وقت. متأسفانه عامل بسیاری کلاهبرداری‌ها، سرقتها، جنایتها و... طلا و فریبندگی‌هایش است. این کالا در بسیاری از مواقع علاوه بر زینتی بودنش، سرمایه افراد نیز محسوب می‌شود؛ سرمایه‌ای که باید از آن حفاظت شود و البته قبل از آن باید از اصل بودنش اطمینان یافت.


شاید شما هم یکی از افرادی باشید که برای ذخیره و پس‌انداز سرمایه خود طلا خریداری می‌کنید. در این صورت به نظر می‌رسد دانستن اطلاعاتی در مورد اصل یا تقلبی بودن، چگونگی تشخیص عیار طلا، ضوابط خرید و فروش طلا و... برایتان اهمیتی دوچندان یابد.


اصل یا تقلبی؛ مسئله این است!


 اگر به طلا فروشی مراجعه می‌کنید تا محصول طلایی را بخرید، این امکان که خودتان مطمئناً و 100 درصد بتوانید تشخیص دهید طلایی که قصد خریدار آن را دارید، اصل است یا تقلبی، وجود ندارد. حتی بعضی از طلافروشان به این قضیه اعتراف می‌کنند که با وجود گذراندن دوره‌های فنی تشخیص و تمیز طلا و یا کسب اطلاعات از افراد باتجربه هم‌صنف خود باز هم امکان خطا در تشخیص اصل بودن بعضی از اجناس طلا، وجود دارد.


حقیقت این است که هر طلافروشی با صدور فاکتور برای محصول طلا، طلای خریداری شده را تضمین کرده و در قبال اصلی یا تقلبی بودن، آن مسئول است. یک طلا فروش در این زمینه چنین اظهار نظر می‌کند: تشخیص اصل یا تقلبی بودن در اکثر موارد توسط خریداران امکان‌پذیر نیست. اما ما در مقابل فاکتوری که به شما ارائه می‌کنیم، مسئولیت داریم و باید به اتحادیه طلا و جواهر پاسخگو باشیم.


طلا فروش دیگری در این زمینه می‌گوید: فاکتوری که به شما ارائه می‌شود، معتبر است. با این حال در صورت هرگونه مشکل، طلا فروش صادر کننده فاکتور در صورت شکایت شما و تأیید اصل نبودن جنس طلا باید پاسخگو باشد.


کوروش گوهربین- رئیس اتحادیه و طلا و جواهر- در این زمینه معتقد است: معمولاَ طلاهای همه واحدهای طلافروشی هر 2 ماه یک‌بار توسط بازرسان اتحادیه طلا و جواهر کنترل و نمونه‌برداری می‌شود تا طلای تقلبی ساخته نشود. علاوه بر آن در فاکتور فروش قید می‌شود که عیار طلا 18 است و مارک سازنده طلا نیز مشخص است که نشان‌دهنده هویت فروشنده آن است.


 وی در زمینه تمهیداتی در زمینه بالا بردن ضریب اطمینان ملاک تشخیص خریداران می‌افزاید: با مؤسسه استاندارد هماهنگ شده تا در آینده‌ای نزدیک علاوه بر انگ 750 که درون محصول حک می‌شود، انگی استاندارد (کدی از طریق مؤسسه استاندارد) نیز به خود تولیدکنندگان داده شود که این انگ نیز علاوه بر انگ 750، درون محصول حک شود.


 مشکل عیار پایین طلا! پیگیری امکان دارد؟


 کوروش گوهربین- رئیس اتحادیه طلا و جواهر- در این زمینه معتقد است که چون هر 2 ماه یک‌بار طلای واحدهای طلافروشی توسط بازرسان اتحادیه از نظر عیار نیز سنجیده می‌شود، در این زمینه کمتر مشکلی وجود دارد. اما در عین حال اگر فردی به عیار جنس طلای خریداری شده خود شک کند می‌تواند به همراه اصل جنس و فاکتور خرید آن به اتحادیه طلا و جواهر مراجعه و پس از تأیید پایین بودن عیار، واحد فروشنده باید پاسخگو باشد.


البته نکته بسیار مهمی که در این زمینه وجود دارد این است که خریداران حتماً باید به واحدهای طلافروشی‌ای که زیر نظر اتحادیه طلا و جواهر هستند، مراجعه کنند چون در غیر این صورت طبق گفته رئیس اتحادیه طلا و جواهر چون اتحادیه بر واحدهایی که زیر نظرش نیست، نظارتی ندارد، بنابراین اگر تخلفی نیز صورت گیرد، هیچ مسئولیتی در این زمینه نخواهد داشت.


البته طلافروشان مختلف هرکدام زمان متفاوتی را برای سنجش عیار طلا آن هم توسط مؤسسه استاندارد و نه اتحادیه، ذکر کردند. یکی از طلافرشان در این زمینه گفت: مؤسسه استاندارد هر ماه یک‌بار مراجعه و یک نمونه از اجناس را به آزمایش می‌برد. البته نمونه کارها متعلق به شرکتهای ساخت طلاست و خود آنها پاسخگو هستند.


 در صورتی که عیار جنس طلای آزمایش شده پایین باشد، خریدار از طلافروش شاکی و طلافروش نیز از شرکت سازنده شاکی خواهد شد. طلا فروشی‌های دیگر، هر 4،3 یا 6 ماه یک‌بار را برای کنترل و نمونه‌برداری و نظارت بر عیار اجناس طلا، ذکر کردند.


 ترازوهای دقیق!


 در خرید و فروش طلا، تعیین وزن آن و سپس تعیین قیمت و تقریباً همه چیز را ترازوهای خاص و دقیق تعیین می‌کند. به نظر می‌رسد به‌صورت کلی هر ترازویی نیز ممکن است دچار خرابی یا عدم دقت شود. در این صورت میزان گرم و در نتیجه قیمت طلای خریداری شده کم یا زیاد خواهد شد.


 بنابراین نظارت بر میزان دقت ترازوهای طلافروشان امری بسیار ضروری است. به نظر کوروش گوهربین چون ترازوهای طلافروشی‌ها دیجیتالی بوده و از طریق مؤسسه استاندارد کنترل شده است، امکان خطا در آنها وجود ندارد. با این حال سالی یک‌بار نیز ترازوها توسط اتحادیه طلا و جواهر بازبینی و کنترل می‌شود.


طلافروشان این امر را به این صورت بیان کردند که ترازوها را ما خودمان هر روز تنظیم می‌کنیم، از اتحادیه سالی یک‌بار و از مؤسسه استاندارد نیز 6 ماه یک‌بار جهت تنظیم دقت ترازو مراجعه می‌کنند. یکی از طلافروشان نیز گفت: دقت ترازوها فقط توسط مؤسسه استاندارد که با اتحادیه در تماس است، 2 بار در سال مورد بررسی قرار می‌گیرد.


افراد دیگر نیز تقریباً نظرات مشابهی داشتند با این تفاوت که زمان‌های متفاوتی را جهت بازبینی و بررسی دقت ترازوها توسط مؤسسه استاندارد بیان کردند. به هر صورت نکته مهم و قابل توجه این است که ترازوهای دیجیتالی ابزار دست طلافروشان بوده و بالا بودن میزان دقت آن بسیار مهم و ضروری است.


 تشخیص اصلی بودن جواهرات


تشخیص سنگ‌های قیمتی تقلبی از اصل نیز توسط خریداران امکان‌پذیر نیست. این جمله را رئیس اتحادیه طلا و جواهرگفت و افزود: طلافروشان هم اگر می‌توانند اصل را از تقلبی تشخیص دهند به دلیل دوره‌های تمیز و تشخیص تخصصی است که قبل از کسب جواز کسب می‌گذرانند.


 گوهربین به خریداران توصیه می‌کند جواهرات و سنگ‌های قیمتی را نیز فقط و فقط از واحدهایی که زیر نظر اتحادیه طلا و جواهر هستند و پروانه کسب دارند، خریداری نمایند تا اگر خلافی نیز صورت گرفت از سوی اتحادیه قابل پیگیری باشد.


 یک خبر امیدوارکننده


اگر فردی طلایی تقلبی خریداری کند، میزان گرم محاسبه شده از طرف طلافروش درست نباشد و یا عیار طلا پایین‌تر از 18 باشد، در صورت تأیید این امر دریافت مبلغ نقدی از طلافروش امکان‌پذیر است. این را رئیس اتحادیه طلا و جواهر بیان کرد و افزود: در این صورت مشتری باید با به همراه داشتن فاکتور خرید و جنس به اتحادیه مراجعه نماید، در آنجا بعد از انجام کارشناسی و تأیید خلاف، با طلافروش خاطی برخورد شده و قطعاً دریافت مبلغ نقدی خریدار امکان‌پذیر است.


 قواعد خرید و فروش طلا


دقت کنید! اگر شما به واحدی طلا فروشی مراجعه و جنسی را خریداری کنید، اگر فردای همان روز برای فروش مراجعه کنید، اجرت پرداخت و سودی که طلا فروش برده است از جنس طلا کسر شده و جنس طلای شما، به قیمت طلای کهنه از شما خریداری خواهد شد. تعجب نکنید! این کار قانونی است.


 البته به گفته کوروش گوهربین این مورد که فرد بعد از یک یا چند روز برای فروش جنس طلای خریداری شده خود مراجعه کند، خیلی به‌ندرت پیش می‌آید و موردی استثناست. اما در این صورت طلافروش درصدی جزئی بابت آب کردن طلا از فرد می‌گیرد و این کار قانونی است. البته طلا فروش حق ندارد طلای نویی را که به قیمت طلای کهنه می‌خرد، دوباره به فرد دیگر بفروشد و این عمل خلاف قانون است.


کوروش گوهربین در این زمینه می‌گوید: در صورت مشاهده این قضیه با واحدهای طلافروشی خاطی برخورد خواهد شد. البته در عمل زیر نظر گرفتن همه طلافروشی‌ها در تمام طول روز و نظارت بر عملکرد تمام ساعات روزانه آنها کاری محال است.


 یک طلافروش در پاسخ به این سؤال که خریداران در این مورد خاص بیان شده، چگونه باید تشخیص دهند که طلا نو است یا کهنه؟ می‌گوید: هیچ ملاکی برای تشخیص طلای نو از طلایی که پس از چند روز به قیمت طلای کهنه خریداری شده (اما هنوز نو است) وجود ندارد.


 طلافروش دیگری در این زمینه می‌گوید: اتحادیه نمی‌تواند بر عملکرد تمامی طلافروشی‌ها نظارت روزانه داشته باشد، تنها عاملی که ممکن است باعث شود طلافروش طلای نویی را که اجرت و سود آن را کم کرده و دوباره آن را خریده، به فرد دیگری به عنوان طلای نو نفروشد، وجدان خود طلافروش است. در غیر این صورت خریدار اصلاً نمی‌تواند این امر را تشخیص دهد.


مواظب فاکتور خرید خود باشید!


 اگر فاکتور خرید جنس طلا را گم کنید، دچار دردسر خواهید شد. یعنی اگر برای فروش طلای خود مراجعه کنید چون امکان اثبات این‌که مالک جنس طلا هستید وجود ندارد، طلا از شما خریداری نخواهد شد مگر این‌که مشتری ثابت یک طلافروشی خاص باشید و طلافروش شما را بشناسد. در غیر این صورت اکثر طلافروشان حاضر به خرید جنس طلای شما نخواهند بود.


 رئیس اتحادیه طلا و جواهر در این زمینه نظر جالبی دارد. به نظر کوروش گوهربین این مشکل نیز قابل حل است. او می‌گوید: خریدار در صورت گم کردن فاکتور خود باید به همان واحدی که طلا را از آن خریداری کرده مراجعه و تاریخ دقیق خریداری خود را به آن واحد اطلاع دهد، در این صورت واحد فروشنده در لیست فروش تاریخ یاد شده مراجعه و پس از تأیید خرید، برای خریدار المثنی فاکتور را صادر می‌کند و اگر فرد تاریخ دقیق را نداند، راه‌حلی وجود ندارد.


 البته طلافروشان با شنیدن کلمه المثنی برای فاکتور تعجب کردند. اکثر آنها گفتند ما لیست خرید خود را مدت زمانی طولانی نگهداری نمی‌کنیم؛ بنابراین نمی‌توانیم بر اساس لیست فروش خود، خرید فرد را تأیید کنیم. طلا فروشی در این زمینه گفت: ما نمی‌توانیم به افراد اعتماد کنیم چرا که در حال حاضر حتی سارقان در حین سرقت جنس طلا از منازل، اول به دنبال فاکتور آن هستند. وقتی سارقان با جنس و فاکتور مراجعه می‌کنند، ما چه‌طور می‌توانیم به افرادی که فاکتور ندارند اعتماد کنیم که جنس طلا متعلق به خود آنهاست.


طلافروش دیگری در این زمینه می‌گوید: اگر فردی که بدون فاکتور مراجعه کند، چهره آشنایی داشته باشد، ممکن است جنس طلایش را بخرم! ولی معمولاً این کار را انجام نمی‌دهم، چون به دردسرش نمی‌ارزد.


 متأسفانه در کشور ما فرهنگ نگهداری فاکتور خرید طلا وجود ندارد. اگر به کسی بگوییم جنس طلایت را با فاکتور خرید از شما خریداریم، چه بسا با عصبانیت به ما بگوید من مالک این طلا هستم! منظور شما چیست؟! در صورتی که ما هم چاره‌ای نداریم، جنس طلا باید فاکتور داشته باشد. چون این تنها راهی است که ما می‌توانیم متوجه شویم طلا متعلق به فرد است و سرقتی نیست!


مالخری طلا، قابل پیگیری و نظارت است؟


 اگر فردی کلاهبردار و سارق برای فروش طلای سرقتی به طلافروشی مراجعه کند و طلافروش هم از او فاکتور نخواهد و طلایش را بخرد، طلافروش مواخذه خواهد شد. این جمله را کوروش گوهربین بیان کرد و افزود: نظارت بر این امر نیز بر عهده اتحادیه طلا و جواهر و آگاهی است؛ به این صورت که اگر کسی شاکی خصوصی داشته باشد که محصول طلایش مورد سرقت قرار گرفته است، آگاهی به ما اطلاع می‌دهد و ما نیز به‌صورت اطلاعیه در سازمان نصب می‌کنیم و این امر را مورد پیگیری قرار می‌دهیم.


 البته بازرسان ما نیز هر 2 ماه یک‌بار به طلافروشی‌هایی که زیرنظر اتحادیه هستند مراجعه و بر کار آنها نظارت دارند. علاوه بر آن اگر کسی بگوید که واحد طلافروشی خاص محصولات طلا را بدون فاکتور خریداری می‌کند، اتحادیه این امر را پیگیری کرده و شخص خاطی باید پاسخگو باشد.


 یک طلافروش در این زمینه می‌گوید: اتحادیه نمی‌تواند بر تمام عملکرد خرید و فروش طلافروشان نظارت داشته باشد، مهمترین عامل و مانع مالخری توسط طلافروشان وجدان کاری خود آنهاست.


 کشف مالخری طلافروشان نیز خیلی اتفاقی و بر اساس حدس و گمان است. به این صورت که وقتی آگاهی هر چند وقت یک‌بار، سارقی را دستگیر می‌کند در موقع اعتراف‌گیری از او می‌خواهد طلافروشی‌هایی را که اجناس را به آنها فروخته است، نشان دهد.


 نکته جالب اینجاست که اگر سارق هر طلافروشی‌ای را نشان دهد، طلافروش متهم است و اصلاً نمی‌تواند اثبات کند که جنس طلا را نخریده است! و برای طلافروش پرونده‌ای تشکیل می‌شود. به هر حال امکان نظارت دقیق بر تمام ساعات کاری طلافروشان وجود ندارد و کشف مالخری طلا نیز بر اساس احتمال و بسیار اتفاقی است








دوشنبه 11 مهر 90 , ساعت 11:1 عصر
عیار چیست؟

 


اغلب طلایی که در جواهرات به کار می‌رود، طلای خالص نیست.مقدار طلای موجود در یک گردنبند یا حلقه بر اساس مقیاس عیار سنجیده می‌شود....




عیار واحد اندازه‌گیری خلوص آلیاژهای طلا و پلاتین است. عیار طلای خالص 24 است. اما اغلب طلایی که در جواهرات به کار می‌رود، طلای خالص نیست. بهترین طلای تجاری که در ساخت زیورآلات به کار می‌رود 15 تا 18 عیار است. در ایران معمولاً از عیار 18 استفاده می‌شود. سکه‌های طلا عموماً 21/6 عیار هستند؛ یعنی در آنها 90 در صد طلا وجود دارد.


طلای 18 عیار طلایی است با خلوص 75 درصد


=======================================================================


 


طلای خالص 24 عیار است. شمش‌های طلایی که در خزانه کشورها نگهداری می‌شوند 99.95 درصد خالص یا 24 عیار محسوب می‌شوند.


هنگامی که در روند جواهرسازی فلزات دیگر به طلا افزوده می‌‌شود، میزان خلوص طلا و در نتیجه عیار آن افت می‌کند.


برای مثال طلای 12 عیار از لحاظ  وزنی دارای پنجاه درصد طلا و پنجاه درصد آلیاژ است.
کلمه
karat   در انگلیسی هم به معنای "عیار"- میزان خلوص طلا و هم به معنای "قیراط"- واحد وزن به اندازه 200 میلی‌گرم که برای طلا و جواهرات به کار می‌رود-  از کلمه دانه "خرنوب" (carob  ) گرفته شده است.


 در بازارهای قدیمی آسیا این دانه‌ها برای متعادل کردن کفه‌‌های ترازوهایی  برای توزین طلا به کار می‌رفتند، مورد استفاده قرار می‌گیرد.


اغلب طلایی که در جواهرات به کار می‌رود، طلای خالص نیست.مقدار طلای موجود در یک گردنبند یا حلقه بر اساس مقیاس عیار سنجیده می‌شود.


دوشنبه 11 مهر 90 , ساعت 10:59 عصر

سهام عدالت و آرمان عدالت طلبی


سهام عدالت و آرمان عدالت طلبی



اقتصاد > اقتصاد‌ملی  - یوسف ناصری:
در بهمن ماه سال 1384، دولت نهم آیین‌نامه اجرایی افزایش درآمد خانوارهای ایرانی را با نام «سهام عدالت» به تصویب رساند.

گفته شده است که به 6 دهک درآمدی پایین جامعه سهام عدالت داده خواهد شد؛ البته دولت اعلام کرده که سهام اعطایی را از بین سهام کارخانه‌های مختلف انتخاب کرده است و به مشمولان این طرح می‌دهد. افزایش ثروت و ایجاد درآمد دائمی برای خانوارهای نیازمند و بهینه کردن توزیع درآمد در کشور ازجمله اهداف توزیع سهام عدالت است که دولت تعریف کرده است. تاکنون 2بار از زمان شروع توزیع سهام عدالت، سود این سهام پرداخت شده ولی اخباری به گوش می‌رسد که کل سود اعطایی ناشی از فعالیت واحدهای تولیدی نبوده و بخشی از آن از درآمد نفتی و غیره حاصل شده است. بر این مبنا بود که مجلس، طرح تحقیق و تفحص از سهام عدالت را به تصویب رسانده است تا زوایای مبهم مربوط به این طرح را روشن کند. در میزگرد روزنامه همشهری که با حضور دکتر محمد خوش‌چهره (اقتصاددان و نماینده مجلس هفتم) و دکتر حسین راغفر (استاد دانشگاه و پژوهشگر حوزه‌های فقر و رفاه) برگزار شد، چالش‌های مرتبط با این سیاست اقتصادی مورد بحث قرار گرفت و اینکه آیا توزیع سهام عدالت توانسته است به برقراری عدالت و کاهش شکاف طبقاتی در جامعه کمک کند یا نه؟



  • با توجه به روندی که سهام عدالت طی کرده است آیا این طرح توانسته عدالت ایجاد کند؟


راغفر: البته از ابتدا همین سؤالات مطرح بود و بحث‌هایی راجع به مالکیت سهام و اینکه سهام چه بنگاه‌هایی را دریافت می‌کنند و نحوه مالکیت و نحوه انتقال اینها چه خواهد شد و آیا امکان انتقال این سهام هست یا نه، مطرح بود. اصلی‌ترین مسئله این است که در مورد مالکیت، موضوع مالکیت باید روشن باشد. این چیزی است که در مورد سهام عدالت روشن نیست و معلوم نیست که مردم مالک چه چیزی هستند؛ این اصلی‌ترین مسئله است و مادامی که به این موضوع پاسخ داده نشود، بقیه مسائل آن معلق است. نکته‌ای که در این رابطه باید مطرح بشود این است که این پرونده همانطور که از همان ابتدا مشخص بود، شکست خورده و به‌نظر من، تمام شده است. اینکه پرونده آن هنوز باز مانده است یا می‌خواهند به 3میلیون نفر دیگر، کاغذی تحت عنوان سهام عدالت بدهند، اساسا معنایی ندارد. این کار فقط سطح توقعات جامعه را افزایش می‌دهد و به همین نسبت هم، شکست این برنامه به گسترده‌شدن و تعمیق بیشتر این شکست می‌انجامد؛ یعنی نارضایتی بیشتری را در جامعه ایجاد می‌کند.تا حالا آن چیزی هم که تحت‌عنوان سود سهام عدالت پرداخت شده است، معلوم نیست که سهام کدام شرکت است. تا جایی که ما اطلاع داشتیم، اینها پرداخت دستوری بوده و نوعا ریشه اینها درآمدهای نفتی بوده است؛ بنابراین هیچ ربطی به فعالیت اقتصادی بنگاه‌ها که قرار بوده است سود سهام عدالت از آنها حاصل بشود، نداشته و با توجه به رکود اقتصادی گسترده‌ای که در جامعه وجود دارد، این پرونده مختومه است.


خوش‌چهره: ابتدا باید بررسی کنیم که اینگونه اقدامات از نظر شواهد تجربی و مطالعات تاریخی یا حتی مبانی نظری و تئوریک، چه جایگاهی در اقتصاد دارد. ما اگر بخواهیم برای این نوع پرداخت‌ها یا واگذاری‌ها شواهد تجربی و تاریخی پیدا کنیم، عموما برمی‌گردد به اینکه در کشورهایی که انقلاب صورت گرفته است و شکاف طبقاتی گسترده‌ای وجود دارد یا اصطلاحا انقلاب پابرهنه‌ها و محرومان صورت گرفته، چنین اتفاقی رخ می‌دهد و سعی می‌کنند شکاف طبقاتی را با اقدامات «مسکن‌وار» کاهش دهند؛ یعنی یک اقدام یا تاکتیک و سیاست کوتاه مدت ایجاد می‌شود تا این شکاف طبقاتی کاهش پیدا کند و بعد که جریانات انقلاب به سمت یک نوع ثبات و شکل‌گیری آرمان‌ها و هدف‌ها پیش رفت، اقدامات مقطعی و کوتاه‌مدت قطع شود. در خوشبینانه‌‌ترین حالت، چنین اقداماتی از نظر تئوریک و شواهد تاریخی و تجربی تحت‌عنوان بازتوزیع ثروت و درآمد به‌عنوان اقدام مقطعی مطرح می‌شود. سهام عدالت هم دربهترین حالت، یک اقدام مسکن‌وار است در این مسیری که با خطا پیش می‌رویم.



  • آیا پرداخت سود سهام که تاکنون 2 بار صورت گرفته می‌تواند همان تحقق اهداف افزایش ثروت و ایجاد درآمد دائمی برای اقشار کم درآمد باشد. ‌از سوی دیگر آیا این سودها واقعی است؟


خوش‌چهره: این نوع پرداخت‌ها به‌عنوان تزریق منابع مالی است. اگر در اقتصاد، این پرداخت‌ها به بخش‌های مولد و تولید برخورد کند و نرخ رشد اقتصادی را شتاب بدهد، پمپاژ پول توجیه اقتصادی پیدا می‌کند و اگر تقاضا را بالا ببرد و به افزایش عرضه کالا منجر نشود، به یک سم برای اقتصاد تبدیل می‌شود. عملکرد این پرداخت‌ها نشان داده است که چون به عرضه کل منجر نشده، برعکس آثار تورمی داشته است. آثار تورمی در اقتصاد به مفهوم ضعیف شدن فقرا و افزایش ثروت دائمی اغنیاست. اساسا تورم، مالیاتی است که نظام اقتصادی نابرابر از فقرا می‌گیرد و با افزایش قیمت، آنها را فقیر‌ می‌کند.


راغفر: اصلی‌ترین بحثی که در رابطه با سهام عدالت مطرح شد این بود که قرار بود از سود فعالیت‌های بنگاه‌های اقتصادی تأمین بشود. دولت خودش مدت‌هاست که شروع به واگذاری سهام‌های دولتی کرده است. سؤال اینجاست که کدام یک از این بنگاه‌ها چنین سودی داشته‌اند، در حالی که بسیاری از بنگاه‌های دولتی، بنگاه‌های ورشکسته هستند و نه‌تنها سودی ندارند بلکه بسیاری از آنها زیان هم دارند. با فرض اینکه حتی این بنگاه‌ها صاحب سود باشند، سؤالی که مطرح می‌شود این است که آیا قرار است این بنگاه‌ها، همه سود خود را توزیع کنند یا اینکه فقط بخشی از سود خودشان را بین مردم توزیع کنند؟ به هر حال یک بنگاه باید بخشی از سود خودش را برای حفظ سرپا ماندن خود و برای بازسازی و نوسازی و حتی گسترش خودش، سرمایه‌گذاری مجدد کند، به همین دلیل، چنین بنگاهی حداقل باید 30درصد سود می‌داشت؛ یعنی 30درصد سود فعالیت اقتصادی‌‌اش می‌بود تا این بنگاه می‌توانست مبلغی حدود 10 تا 15درصد آن را برای سهام عدالت تخصیص بدهد. در آن زمان که این موضوع مطرح شد تقریبا هیچ‌یک از بنگاه‌های دولتی، چنین سودی نداشتند، برای همین این طرح از ابتدا هم مشخص بود که قابلیت اجرا ندارد. بر این اساس به‌نظر من، این موضوع منتفی است؛ به‌ویژه با طرح پرداخت‌های نقدی که دولت دارد صورت می‌دهد، تصور نمی‌کنم که خیلی ظرفیت مالی برای دولت وجود داشته باشد. نکته بعدی این است که افزایش تورم در جامعه اتفاق افتاده است. اصلا این مبالغی را که اشاره کردید حتی تورم حاصله و تحمیل‌شده به سبد مصرف خانوارها را نمی‌تواند جبران کند؛ بنابراین باید فکر دیگری در این زمینه کرد.



  • تأثیر این سیاست بر دیگر مقوله‌های اقتصادی نظیر اشتغال، تورم و بهره‌وری را چگونه ارزیابی می‌کنید؟


راغفر: ما باید ببینیم این به چه قیمتی تأمین می‌شود. این درآمدها می‌توانست به افزایش اشتغال و افزایش ظرفیت‌های تولیدی در جامعه کمک کند و این خودش می‌توانست سبب شود که طرف عرضه اقتصاد، رشد بیشتری داشته باشد؛ بنابراین، همین اقدام می‌توانست مانع افزایش تورم شود و حداقل بخشی از تورم را خنثی کند. وقتی که این کار انجام نمی‌شود و از طرف دیگر، این پول به‌صورت نقدی به مردم داده می‌شود، نه‌تنها طرف عرضه افزایش پیدا نکرده بلکه تقاضا برای مصرف کالا افزایش پیدا کرده است و باز این خودش موجب شکاف بیشتر بین عرضه و تقاضا خواهد شد و این موجب تورم بیشتر می‌شود.


خوش‌چهره: خروجی بعضی از سیاست‌های ما به گستردگی خط فقر و افزایش بیکاری منجر شده است و اختلالات ناشی از این متغیرهای کلان در حوزه‌های اجتماعی و اقتصادی را شاهد هستیم؛ بنابراین ما قبل از آنکه به اختلالات و ریشه آن توجه کنیم، اگر فقط بخواهیم اقدامات مسکن‌وار انجام دهیم این رویه نمی‌تواند استمرار داشته باشد؛ یعنی حتی رقم 40هزار تومانی سهام عدالت با آثار تورمی، بی‌اثر و خنثی می‌شود و متأسفانه پرداخت‌هایی که اینگونه تحت عنوان سهام عدالت و هدفمندی یارانه‌هاست، حتی به تولید کشاورزی ضربه می‌زند، به‌همین دلیل، اقتصاددانان به هیچ وجه توصیه نمی‌کنند که با پرداخت‌های نقدی به کمک مخصوصا کشاورزان برویم چون به این پرداخت‌های نقدی قناعت می‌کنند و بر سطح تولید و عرضه کل محصولات کشاورزی اثر می‌گذارد. درضمن قطع این پرداخت‌ها باعث می‌شود که اگر دوباره نیروی کار بخواهد به فعالیت قبلی‌اش بپردازد، یک دوره وقفه زمانی برای آمادگی مجدد می‌خواهد تا شرایط را برای کار به‌دست آورد و همه اینها آثار ناگوار اجتماعی و اقتصادی، به‌خصوص روی ‌گروه‌های محروم خواهد داشت.



  • دولت بارها اعلام کرده است که سبدی از سهام یک تعداد شرکت با سوددهی بالا را به مشمولان طرح سهام عدالت واگذار کرده است... .


راغفر: برای مثال 5هزار شرکت دولتی داریم و ارزش این سهامی که داده‌اند یک میلیون تومان است، این یک میلیون تومان بین این پنج هزار شرکت توزیع شده و سود داده شده به این صورت جمع شده است. آیا واقعا این‌طوری است؟ کسی در این زمینه توضیح نداده است. مسئله اساسی این است و بعد آیا همه شرکت‌ها همزمان یک میزان سود می‌کنند که قرار است مشمولان سهام عدالت به نسبت سهام خودشان در سود آنها شرکت کنند یا خیر یا اینکه ممکن است این بنگاه‌ها زیان کنند؟ اگر این بنگاه‌ها زیان کنند، ارزش سهام عدالت باید کاهش پیدا کند ولی هیچ‌کدام از این موارد مشخص نیست. همه اینها سؤالاتی اساسی است و هیچ وقت روشن نشده است، به همین دلیل، هنوز این ابهامات وجود دارد.



  • در قالب طرح سهام عدالت، به هر نفر از مشمولان این طرح یک میلیون تومان سهام داده‌اند. آقای مهدی عقدایی، معاون رئیس سازمان خصوصی‌سازی‌، گفته است که «ارزش فعلی سهام عدالت، یک میلیون و 800‌هزار تومان است». این مقام مسئول اشاره به این موضوع داشته است که ارزش بازاری این سهام 800 هزار تومان بالا رفته است. بر این اساس سوددهی شرکت‌ها می‌تواند تحقق یافته باشد؟


راغفر:شما نمی‌توانید از کسانی که مبلغ و مروج یک تفکر شکست خورده هستند، چیز دیگری غیراز این انتظار داشته باشید. اگر امکان انتقال و معامله این سهام در بورس سهام وجود داشته باشد، آن وقت می‌شود گفت که ارزش این سهام چقدر است. به‌نظر من، در آن صورت، خیلی پایین‌تر از مبلغی است که عرضه خواهد شد؛ یعنی بسیاری از مردم، این سهام را سهام سوخته‌ای ‌دانسته و کاغذ پاره‌ای بیشتر نمی‌دانند. اگر ارزش این سهام بالاتر رفته است اجازه بدهند که این سهام به بورس سهام بیاید و ببینیم مردم چگونه با آن برخورد می‌کنند.


نکته دوم این است که مالکیت این سهام با فوت فرد چه خواهد شد؟ سؤال این است که آیا این مالکیت قابل انتقال است یا اینکه با فوت فرد، این مالکیت برداشته می‌شود؟ هیچ‌کدام از اینها از ابتدا مشخص نشده است و علت آن هم همین ابهامات است. این سؤالات همان موقع مطرح شد ولی هیچ‌کس به این سؤالات پاسخ نداد، علتش هم این بود که فضای سیاسی سنگینی که در آن موقع به‌نفع دولت وجود داشت که تلاش می‌کرد هرگونه اقدامی توسط دولت را توجیه کند.به‌نظر من، سخن از اینکه این سهام عدالت، سرمایه‌گذاری است سخن درستی نیست. همین ابهامات هنوز وجود دارد. اگر دست من کاغذی هست که می‌گوید سهام من این‌قدر است، من باید انتظار داشته باشم که در پایان سال به من بگویند این شرکت‌هایی که من در آنها سهام دارم چقدر سود و چقدر زیان داشته‌اند. بعد هم اگر من خواستم این کاغذ و این سرمایه‌گذاری را به فرد دیگری واگذار کنم، آیا این امکان برای من وجود دارد یا خیر؟



  • باید ظرف 10سال ارزش سهام به‌صورت قسطی به دولت پرداخت بشود تا مشمول سهام عدالت، مالک واقعی این سهام شود و بتواند آن را بفروشد.


راغفر: کسی که سهام عدالت دارد باید بداند که این شرکت‌ها و بانک‌هایی که خصوصی شده‌‌اند، چه سهمی از این سهام عدالت در آنها وجود داشته است. همه اینها ابهاماتی جدی است که اصلا مالکیت را زیر سؤال می‌برد. اصلی‌ترین مسئله در مالکیت، موضوع مالکیت است. در مورد سهام عدالت، مالکیت مشخص نیست.


خوش‌چهره: کافی است که این اظهار نظر را با گفته‌های اهل‌فن در حوزه سهام و بورس تطبیق بدهیم. اولا ایرادهایی به بازار سهام و بورس وارد است. قطعا این اظهار نظر، مخالفان جدی دارد. اصطلاحا می‌گویند قیمت واقعی سهام اهمیت دارد. یک موقع است که شرایط تورمی را آنچنان بالا می‌برید و مثلا یک تورم 100درصدی در یک دوره 3ساله یا 4ساله ایجاد می‌کنید و بعد ارزش واقعی یک سهم به خاطر این تورم، کاهش معنی‌داری پیدا می‌کند. این حرف مورد قبول خیلی از کارشناسان نیست.



  • آیا شیوه اجرای این سیاست اشتباه بود یا اصلا این سیاست دچار اشکال است و باید راه‌های دیگری برای گسترش عدالت در‌پیش گرفته می‌شد؟


راغفر: در حد نظری این امکان به این معنا وجود دارد که شما ابتدا باید شناسایی کنید که چه کسانی استحقاق دریافت سهام را دارند. شما به کل کارمندان دولت، سهام عدالت می‌دهید، درحالی که معلوم نیست همه کارمندان دولت، استحقاق دریافت آنچه برای کاهش فاصله طبقاتی است را داشته باشند. هدف اصلی این برنامه باید گروه‌های پایین درآمدی می‌بودند؛ بنابراین اگر هم قرار بود چنین یارانه‌ای پرداخت بشود، بایستی به دهک‌های خیلی پایین، یعنی 2دهک پایین جامعه پرداخت می‌شد و آن وقت آن دودهک با شیوه‌هایی شناسایی می‌شدند.


خوش چهره: هیچ تئوری و نظریه‌ای که اینگونه با بازتوزیع ثروت و درآمد، بخواهیم کمک کنیم وجود ندارد مگر در شروع انقلابات به‌خصوص انقلابات سوسیالیستی، چراکه همه تلاش‌های نظام تصمیم‌گیری، در رفع موانع تولید و افزایش تولید ملی است. اگر سهام عدالت به مفهوم بستر‌سازی‌ باشد و سیاست‌هایی که به تحرک تولید منجر شود و در کنار آن مولدان و تولید‌کنندگان را درگیر سهام بخش‌های خود کند، این واجد ارزش است و به آنها انگیزه می‌دهد، اما اینکه ثروت ملی را به این صورت توزیع کنند جای سؤال است. الان به‌صورت محدود در برخی کشورهای آمریکای لاتین و دررأس آنها هوگو چاوز در ونزوئلا که بیشتر روی رأی افراد فقیر متمرکز است و طبقات میانی و ثروتمند را در تقسیم‌بندی نگرش سیاسی خود کنار گذاشته است و تمام تمرکز خود را برای کسب آرا، روی فقرا گذاشته است، چنین پرداخت‌هایی را صورت می‌گیرد. خیلی از اقتصاددانان همان کشور هم نگران استمرار چنین جریانی هستند. ونزوئلا متکی به درآمدهای نفتی است و تا زمانی که افزایش قیمت نفت وجود دارد چنین سیاست‌هایی در آنجا همین دلیل دنبال می‌شود.



  • آیا از بُعد نظری و عملی به‌طور مشخص تجربه‌ای در دنیا داریم که با توزیع سهام بتوان یک نوع عدالت و توزیع ثروت و درآمد را برقرار کند؟


راغفر: روش‌های خیلی کارآمدتری به‌عنوان روش‌های جایگزین بوده است. در خود انگلستان در سال1979 شروع شد. در گزارشی که اینها در 10سال اول خصوصی‌سازی‌ در انگلستان مطرح کردند، تعداد افراد بزرگسال صاحب سهام در انگلستان 2برابر شده بود، ضمن اینکه به‌دلیل کنترل تورم در آن جامعه، سود ناشی از کسب درآمدهای سهام، می‌تواند به قدرت خرید مردم کمک کند. اما در جامعه ما با توجه به تورم لجام گسیخته‌ای که وجود دارد، اصلا چنین طرحی قابلیت تداوم و اجرا ندارد. دوم اینکه آخرین موردی که به این شکل انجام شد در روسیه بود که به‌شکل‌گیری اولیگارشی روسیه منجر شد و تمرکز ثروت بسیار زیادی در دست یک گروه از مردم ایجاد کرد. البته در این شکل چون هنوز انتقال این سهام مشخص نیست و ماهیت آن مشخص نشده، طبیعی است که این کار صورت نگرفته است؛ علت آن هم این است که این نطفه در مرحله جنینی مرده بوده است و اصلا قابلیت اجرا ندارد.



  • در حوزه عدالت اقتصادی با مفاهیمی از قبیل فقر نسبی و فقر مطلق سر و کار داریم. در فقر مطلق، حداقل معیشت مادی انسان تأمین نمی‌شود و فرد در تأمین تغذیه، بهداشت و مسکن مشکل اساسی دارد. به هرحال وقتی پرداخت‌هایی تحت‌عنوان سود سهام عدالت پرداخت می‌شود، می‌تواند باعث شود که این نوع افراد آسیب بیشتری نبینند.


راغفر: باید بررسی کرد که عوامل به‌وجود آمدن فقر چیست و دوم اینکه گروه‌های فقیر چه کسانی هستند. بعد آیا این پرداخت‌هایی که دارید دقیقا به این گروه‌های فقیر صورت می‌گیرد و آیا نمی‌شد ما گزینه دیگری داشته باشیم که به آسیب کمتر نسبت به گروه‌های فقیر منجر بشود تا این گزینه سهام عدالت؟ بحث بنده این است که فقر عوامل متعددی دارد؛ یکی از این عوامل تورم است؛ تورم به زیان گروه‌های فقیر است چون گروه‌های فقیر، صاحب دارایی‌های ثابت نیستند و در تورم، ارزش دارایی‌های ثابت به نسبت تورم افزایش پیدا می‌کند؛ بنابراین شکاف بین افراد فقیر و افراد ثروتمند با وجود تورم افزایش پیدا می‌کند. از این جهت تورمی که ایجاد می‌شود بیش از آن مبلغی است که به خانوارهای فقیر پرداخت می‌شود. می‌توان با جلوگیری یا در واقع با تغییر استفاده از این منابع، کارهای مفیدتری به نفع فقرا کرد. به‌نظر من، مجلس در این زمینه و موارد دیگر خیلی کوتاهی کرده است. این موضوع یک مسئله اقتصادی است و اصلا سیاسی نیست ولی می‌تواند تبعات سیاسی هم داشته باشد. در مجموع سهام عدالت، تصور نمی‌کنم اگر دولت بعدی سر کار بیاید حاضر بشود تعهداتی را که این دولت بار کرده است و تعهداتی است که امکان تداوم مالی ندارد، تداوم بدهد. به‌نظر من، دولت‌های بعدی این طرح را تعطیل خواهند کرد.


خوش چهره: در حالی که چنین کاری اگر استمرار نداشته باشد و وعده‌هایی که داده شده است مطالباتی را ایجاد کند، نه‌تنها هزینه‌هایی را برای دولت بلکه برای نظام جمهوری اسلامی ایجاد خواهد کرد. بنابراین بحث اصلی این است که شما قبل از اینکه در چنین مسیری داخل بشوید باید جلوی آن اختلالات گرفته شده باشد. الان در قالب هدفمند کردن یارانه‌ها و سهام عدالت، پرداخت‌های نقدی انجام می‌شود ولی رفاه بخش محروم و مستضعف افزایش نیافته و کاهش شکاف طبقاتی تحقق پیدا نکرده است. به اعتقاد من، قبل از این واگذاری‌ها باید رونق در تولید تحقق پیدا می‌کرد و با خصوصی‌سازی‌ واحدهای تولیدی، افزایش تولید اتفاق می‌افتاد درحالی که گزارش‌های نهادهای مسئول این موضوع را نشان نمی‌دهد. این در حالی است که یکی از دغدغه‌های مجلس رونق گرفتن تولید بود ولی نه تنها با این اقدامات به افزایش عرضه و تولید ملی منجر نشده بلکه سطح تقاضا را بالا برده است و وقتی که افزایش سطح تقاضا مبتنی بر عرضه نباشد، تهدید اجتماعی و امنیتی برای کشور به‌وجود می‌آید چون همچنان بیکاری در جای خودش وجود دارد و متراکم می‌شود. شکاف طبقاتی هم کماکان می‌تواند خودش را بروز دهد و امثال آن.به همین دلیل اگر ما جلوی اختلالات را نگیریم، ممکن است سلایق سیاسی دیگر هم از این نوع اقدامات انجام دهند و بخواهند سوار افکار عمومی شوند و کسب آرا کنند.


این اقدامات، هم هزینه‌های اجتماعی و امنیتی برای کشور دارد و هم هزینه‌های اختلال در باورها و ارزش‌های نظام. اساسا در بحث مدیریت استراتژیک، قضاوت و کارآمدی و توانمندی روی این است که بین مجموعه‌ای از اهداف مختلف کدام‌یک را می‌توانند در اولویت قرار بدهندچون همزمان نمی‌شود همه هدف‌ها و امیال را پیش برد بلکه باید تشخیص داد که کدام مهم‌تر است. اقداماتی مثل سهام عدالت به این صورت در راستای عدالت مطرح شد و وقت زیادی از مجلس، کشور و... صرف بحث‌های چالشی شد. اگر ما این ظرفیت‌ها را می‌بردیم در رفع موانع بر سر راه تولید و باعث می‌شدیم واردات کمتری انجام شود نتیجه بهتری می‌گرفتیم؛ چرا که واردات یعنی وابسته کردن بیشتر کشور، وابستگی هم یعنی تهدید استقلال و حاکمیت و اشتغال. شاید در آنجا به این نتیجه می‌رسیدیم که اینها در اولویت نیست.




دوشنبه 11 مهر 90 , ساعت 10:56 عصر

طلا چیست ؟ طلا شناسی



کلمه طلا از کجا بوجود آمد؟کلمه طلا از کجا بوجود آمد؟چرا طلا به قیراط شمرده میشود؟قیراط چیست؟هر سال چقدر طلا تازه تولید میشود؟میله طلا چقدر وزن دارد؟یک تن طلا چقدر است؟



لیست کل یادداشت های این وبلاگ

>